زندگي و ديگر هيچ ....

روزنگار فاطمه اکبری


..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ايميل ما
» لينك آر اس اس
»
آرشيو مطالب
» طراح قالب

موضوعات
» روز نگار (٤)
» عشق (٤)
» شعر (۳)
» روزنگار (۳)
» خدا (٢)
» عهد (۱)
» تجربه (۱)
» غربت (۱)
» جبران خلیل جبران (۱)
» شب یلدا (۱)
» جامعه شناسی (۱)
» سردرگمی (۱)
» دکتر علی شریعتی (۱)
» کوروش کبیر (۱)
» جوک رشتی (۱)
» آزادی (۱)
» زن (۱)
» وحشی بافقی (۱)
» قطعه ای از یک کتاب (۱)
» و دیگران (۱)
» محبوبه میرقدیری (۱)

آرشیو ماهانه
» اردیبهشت ٩۱
» اسفند ٩٠
» بهمن ٩٠
» دی ٩٠
» آذر ٩٠
» آبان ٩٠
» شهریور ٩٠
» امرداد ٩٠
» تیر ٩٠
» اردیبهشت ٩٠
» اسفند ۸٩
» دی ۸٩
» آذر ۸٩

لينک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» بي خوابي
» مچ گرفتگی

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin


تبلیغات

درباره ما



درباره :؟ ؟ ؟
پروفایل مدیر : فاطمه اکبری

نویسندگان
» فاطمه اکبری

صفحات وبلاگ


 

می دونی داشتم به این فکر می کردممتفکر

تا وقتی بچه ای دلت می خواد زودتر نوجوون شی؛نووجون می شی ، دوست دارس جوون شی و جوونی کنی؛جوون می شی شیطنتاتو می کنی.....لحظه شماری می کنی ، ی یار خوب پیدا کنیو دو نفری شی ! هورا دو نفری میشی ی مدت که از زندگیت می گذره هوس بچه به سرت می زنه و 3 نفر  رو  به 2 نفر ترجیح می دی ؛ بچه ات به دنبا میاد ، همون ارزوهایی رو که برا خودت داشتی برا بچه ات هم داری و .......خیال باطل  آخر سرپیری و سر بار شدن رو دوش اینو و اون بعد حسرت روزهایی که گذشته و تو آزرو داشتی زود بگذره ناراحت

یه شب فرشته مهربوونه شیطان میاد و جونتو می گیره و اخر سر به خاطر هزار گناه نکرده محکوم میشی و مییوفتی تو تنور خدا .....!!!!!!

 

عجب چیزه مزخرفیه این چرخه زندگی و خدا جون چه بیکاره و حوصله ای داره برا دیدن این روزمره گی های ما بنده هاش

 

بعدنویس:
طبیعی که تمام مراحل بالا به همین راحتی هم که گفتم طی نخواهد شد !






کلمات کلیدی : روزنگار، خدا

ارسال شده توسط فاطمه اکبری

در پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠

نظرات ()




 

دیروز داشتم می رفتم خونه یکی از آشناهای مامانمو دیدم ,از اون الکی حزبو اللهی.بدتر از همه این بود که چادر سرم نبودعینک, (همون قضییه که دیروز داشتم راجع بهش می گفتم..)
مامانم یه آدم  مذهبی و سنتیه و می دونم اگه بفهمه چادر سرم نمی کنم ناراحت می شه منم چون خیلی دوستش دارم و اصلا دلم نمی خواد از دستم ناراحت بشه دوست ندارم که ماجرارو بفهمه . امیدوارم اون خانومه ایمانش یه جا به کار بیاد و مثل آدم فوزولا نرهیول به مامانم بگه که منم مجبور بشم به مامکم دروغ بگم.




کلمات کلیدی : روزنگار

ارسال شده توسط فاطمه اکبری

در دوشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٩

نظرات ()




حسرت

دیشب یه مسیج برام اومد ، از دیشب تا حالا فکرمو مشغول کرده .متن اش این بود.

 

 

کوروش کبیر می فرماید:

در سرزمینی که ابرها می گذرند بی آنکه ببارند بی شک ظلم بی داد می کند.

 

این چند وقته به خیلی چیزا فکر می کنم از جمله همین ظلم.

نمی دونم این جمله سندیت تاریخی داره یا نه اما هر چی هست فکر می کنم مصداق مملکت ما رو داره . اخه چرا باید تو فصل پاییز حسرت بارش بارون رو بخوریم و تو زمستون بجای اینکه منتظر برف سپید باشیم از اومدن چند قطره بارون کلی ذوق زده بشیم.

چی شد که این شد ؟!؟گریه

 




کلمات کلیدی : روزنگار، کوروش کبیر

ارسال شده توسط فاطمه اکبری

در چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩

نظرات ()






.:: مطالب پیشین ::.

» خرید کتاب قسطی
» یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
» دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠
» دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠
» شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠
» قطعه ای از یک کتاب
» سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠
» یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠
» پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠
» دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠
» خدای عادل
» یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠
» حس خوب


Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by fatemeakbari
Design By : wWw.Theme-Designer.Com


پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر