تا حالا شده مثل خ--------------ر تو گل گیر کنید
یا
مثل قاشق تو عسل...
حتما شنیدید که می گن طرف گورشو کند.
من مثل خر تو گل گیر کردم و مثل قاشق توی عسل و مانند یک احمق گورم رو برای خودم کندم.
اصلا نمی خواستم چنین شود اما خب شد و نمی شه کاریش کرد.
توی یه شرکت خصوصی کار می کنم و اونجا از وجهه خوبی برخوردارم .رابطه خوبی با مدیرم عاملم دارم و از اینکه اونجا کار می کنم خوشحالم یعنی بودم اما حالا نیستم؟!یعنی زیاد نیستم.
چون خودم برا خودم گور کندم.
یه بنده خدایی بود تو اقوام نزدیک ما که تازه از سربازی برگشته بود و دنبال کار می گشت ، سر چهارراه ها با موتور مسافرکشی می کرد.منم گفتم ثواب داره با شرکت هماهنگ کردم که موقتا بیاد شرکت ما کار کنه ...
کاش میدیدی الان همون آقا چه کلاسی می زاره برام ، دیگه بدون کراوات نمی اد شرکت و اصلا نمی تونه فارسی خوب حرف بزنه
.مثل اینایی که 2 - 3 روزه می رن تا دبی بر می گردن و لحجه می گیرن ...حرکاتش حالمو بهم می زنه .
می دونید چون من خانواده اش رو می شناسم و می دونم تحت چه شرایطی بزرگ شده ، قیافه گرفتناش تو کتم نمی ره و کفریم می کنه .
همیشه مادربزرگ خدا بیامورزم می گفت اگه به جایی رسیدید گذشتتون یادتون نره که حالا از شانس خوب ما این آقا همه چی یادش رفته ...
این تجربه ارزشمندی بود برام دیگه برای کسی کار پیدا نمی کنم مخصوصا جایی که خودم کار می کنم.از تجربه من استفاده کنید و برای هیچ کس هیچ کاری نکنید .
من که خودم تصمیم گرفتم عمرا به هیچ کس تحت هیچ شرایطی کمک نکنم. به قول قدیمیا عطاشو به لقاش بخشیدم...